با پيوستن به خبرنامه ILSSW از آخرين اخبار پايگاه آگاه شويد

ايميل: 
نام:     
عضويت:لغو عضويت:
                

پايگاه اينترنتي مطالعات زبانهاي ايراني پس از راه‌اندازي «پايگاه معرفي استاد احمد تفضلي و آثار او» با اجازهء رسمي پژوهنده و مترجم گرامي کشورمان «مرتضي ثاقب‌فر» اقدام به راه‌اندازي پايگاهي ويژه معرفي ايشان و آثارشان نموده است.
باشد که به ياری دانايان در راهی که آغاز کرده‌ايم پيروز باشيم. ايدون باد. ايدون‌تر باد.



آخرین نوشتارها:

جایگاه عدالت در سوءتفاهم‌های تاریخی

_______________________________

مرتضي ثاقب‌فر معتقد است؛ آنچه سرشت يا ماهيت حكومت‌ها را در سراسر تاريخ جهان ساخته و اكنون نيز مي‌سازد، در درجه نخست ايدئولوژي يا مينوشناسي آنها بوده است و نقش اين ايدئولوژي را همواره و به ويژه در دوران باستان «دين» ايفا مي‌كرده است. به عبارت ديگر، جهان‌بيني و آرمان و الگو و مينوشناسي هر حكومت را دين آن حكومت تعيين مي‌كرده است.... [ادامه نوشتار]

 

روش‌های رياضي در علوم اجتماعی

_______________________________

به مجموع روش‌هايي که براي مطالعه پديده‌هاي اجتماعي از شيوه‌هاي رياضي سود مي‌جويند، «روش‌هاي رياضي در علوم اجتماعي» گفته مي‌شود، اما معمول است که به جاي آن از اصطلاح «روش‌هاي کمّي» هم استفاده مي‌شود و آن را در برابر «روش‌هاي کيفي» قرار مي‌دهند. با توجه به آنچه در مقاله «بن‌بست‌هاي جامعه‌شناسي» درباره رياضيات نوين اشاره کرديم، گمان نمي‌کنيم چنين برداشتي از رياضيات درست باشد. شايد بهتر است گفته شود که علم به خواص و روابط مقادير، تنها بخشي از رياضيات و بويژه رياضيات کلاسيک را تشکيل مي‌دهد، و بنابراين رياضيات فقط دانش کميات نيست بلکه دانش الگوها يا مدل‌هاي انتزاعي است... [ادامه نوشتار]

بن‌بست‌هاي جامعه‌شناسي

_______________________________

پژوهنده راه دانش، مانند هر مسافر ساده‌اي پيش از حرکت، بايد دو پرسش بنيادي را پيش از پژوهش براي خود پيش نهد و به آن پاسخ گويد: کجا مي‌خواهد برود و چگونه بايد برود؟ به سخن ديگر هدفش چيست و با چه وسايلي مي‌خواهد به آن دست يابد؟ و باز به زباني علمي‌تر: شناخت چيستي موضوع مورد بررسي و شناخت روشهاي پژوهش آن. ظاهراً گمان نمي‌رود توقع چندان زيادي باشد. اما دريغ جامعه‌شناسي از زماني که با داعيه دانش بودن پا به پهنه هستي نهاده است، يعني از يک سده و نيم پيش، هنوز به اين دو پرسش بنياد نيز نتوانسته است پاسخ خرسندکننده‌اي بدهد و پيوسته، نخست بلندپرواز و شوق‌زده و سرشار از اميد و سپس گيج و نوميد، به دور خود چرخيده است. بلندپروازي‌هاي افراطي -و شايد ناگزير- نخستين مي‌بايست نوميدي‌هاي تفريطي پسين را به بار مي‌آورد و آورد و اکنون کار به جايي کشيده است که جامعه‌شناسي آشکارا از دست يافتن به هرگونه قانون علمي چشم پوشيده و با دستيازي شتابزده به دستاوردهاي فيزيک نظري -که البته چنين مي‌نمايد که آگاهي درستي هم از ژرفاي بحث‌هاي آن ندارد- سخن از عدم قطعيت علمي، نفي قانون و پذيرش نظم‌هاي گرايشي مي‌گويد، و اين همه جز نوميدي از دانش بودن و ... [ادامه نوشتار]

فلسفه تاریخ ایران و شاهنامه فردوسی

_______________________________

 

در اين مقاله كوتاه جاي آن نيست كه به بحث درباره ماهيت فلسفهء تاريخ و چيستي حماسهء ملّي بپردازيم، تنها اشاره مي‌شود كه اين نويسنده به تعريف هگل از فلسفهء تاريخ -كه آن را والاترين پايه خودآگاهي قومي مي‌شمارد- باور دارد و فلسفهء تاريخ را همان بررسي انديشه‌گرانه تاريخ مي‌داند درواقع فلسفهء تاريخ پژوهشي است كه مي‌خواهد در پس رويدادهاي پراکنده و گونه‌گون تاريخ، نظمي منطقي و هماهنگ و يگانه بيابد؛ يعني همان كاري كه يک دستگاه نظري در ساير رشته‌هاي علوم انجام مي‌دهد... [ادامه نوشتار]

 

 

یادداشت بر ترجمهء کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری اثر ماکس وبر

_______________________________

درباره ماكس وبر (1920-1864) و اصول عقايد، گستره دانش، جايگاه وي در جامعه‌شناسي و نيز زندگينامه او، در زبان فارسي، گذشته از چند مقاله‌اي که اين مترجم در اختيار دارد و طي 25 سال گذشته در نشريات مختلف علمي و ادبي به چاپ رسيده‌اند، دو کتاب ارزشمند كه بحثهاي بسنده و پژوهشگرانه درباره وبر دارند نيز در دهه گذشته به فارسي منتشر شده‌اند كه براي دلبستگان جدي مباحث جامعه‌شناسي و بويژه نظريات وبر و نيز دانشجويان ميتوانند راهنماي سودمندي باشند و بدين گونه اين مترجم خود را از زياده‌گويي و دوباره‌نويسي در اين زمينه معاف ميداند ... [ادامه نوشتار]

 

 

ما نیازمند فهمی درست از خود و غرب هستیم

________________________________

یونان‌محوری مطلق در نوشته‌ها و سخنان برخی از روشن‌فکران ما، گاه آن‌چنان به افراط می‌گراید که با نفی هویت ایرانی همراه می‌شود. این دست از روشن‌فکران که شوربختانه از بدیهی‌ترین مبانی تاریخ، آگاهیِ چندانی ندارند، با کوچک‌انگاری و خوارشماری خویشتن، از یونان چنان آرمان‌شهری می‌سازند که هیچ نوع کژی و کاستی در آن راهی نیست... [ادامه نوشتار]